السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

241

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

4 - باز اين نظريه ، يعنى تفسير نمودن حروف هفت‌گانه به لغات هفت‌گانه با مضمون روايت ديگر مخالف است ؛ چنان كه نقل مىكنند : عمر و هشام بن حكم در قرائت سورهء فرقان اختلاف نمودند . هشام با قرائتى خواند ، رسول خدا ( ص ) فرمود : اين‌چنين نازل گرديده است و عمر با قرائت ديگرى خواند ، باز رسول خدا فرمود : چنين نازل شده است ، سپس فرمود : اين قرآن ( 1 ) - با هفت حرف نازل شده است . « 1 » در صورتى كه مىدانيم عمر و هشام هر دو از قبيلهء قريش بودند و قرآن را با لغت قريش مىخواندند ، موجب و علتى براى اختلاف آنان در قرائت از نظر لغت نبود تا بتوانيم اختلاف در حروف را به اختلاف در لغات تفسير كنيم . 5 - گذشته از همه اين‌ها تأويل نمودن حروف هفت‌گانه به لغات هفت‌گانه ادعايى است ، بدون دليل و گفتارى است ، بىاساس كه پايهء علمى ندارد . 6 - اگر طرفداران اين نظريه منظورشان از اين گفتار كه قرآن به هفت لغت فرودآمده است ، اين باشد كه قرآن بر لغاتى مشتمل است كه لغت قريش از آن‌ها خالى است ، در اين صورت نزول قرآن با اين لغات هفت‌گانه نه تنها موجب تسهيل قرائت نخواهد بود ، بلكه آن را مشكل‌تر خواهد نمود و از طرف ديگر اين گفتار با واقع مطابقت نمىكند زيرا لغت قريش برترى و تفوق بر ساير لغات داشته ، از ميان تمام لغات ، كلمات فصيح را جمع‌آورى نموده است و در اين مورد به مرحله‌اى رسيده است كه عربى بودن يك جمله را با همان لغت مىسنجند و در قواعد عربى به آن لغت رجوع مىكنند . و اگر منظورشان اين باشد كه قرآن بر لغات قبايل ديگر نيز مشتمل است ولى اين لغات با لغات قريش متحد مىباشد . در اين صورت دليلى نيست كه آن را به لغات هفت‌گانه منحصر كنيم زيرا در قرآن بيش از پنجاه لغت كه همهء آن‌ها با لغت قريش متحد مىباشند ، به كار رفته است . چنان كه ابو بكر واسطى نقل مىكند : در قرآن بيش از پنجاه لغت وجود دارد كه عبارتند از : لغت قبيلهء قريش ، هذيل ، كنانه ، خثعم ، خزرج ، اشعر ، نميرو . . . « 2 »

--> ( 1 ) ترجمه متن اين روايت در صفحات قبلى آمده است . ( 2 ) اتقان ، نوع 37 ، ج 1 ، ص 230 .